سيد محمد كمره اى
26
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
با كاشانى مفصل كه بنا شده شما را در كميسيون تفتيش وعده بگيرند كه شما دعوت حوزهها را بنمائيد كه تشكيل شده و از نماينده آنها رأى به تشكيل و عدم تشكيل فرقه گرفته شود . عرض نمودم به آن ترتيب كه عرض كردهام اگر بشود حاضرم و الّا فلا . ترتيب كريم بعد گفت والله و بالله از ترتيب كريم و حرفهاى او من خبر نداشتم فقط چيزى كه بود اين شد كه كريم همان روز پنجشنبه آمد درب حجرهء من . سه نفر آنجا بودند ؛ يكى ميرسيد يوسف خان پسر مرحوم كدخدا ، دو نفر ديگر را من يادم نيست كى بودند . در آنجا گفت تشكيلات را دادهايد ؟ گفتم نزديك است بدهيم . گفت كمرهاى حاضر شد كه وارد تشكيلات شود ؟ گفتم هنوز قبول نكرده . گفت پس من مىروم او را حاضر نمايم . گفتم مگر با او دوستى دارى ؟ گفت بله . گفتم مشكل بتوانى حاضرش بنمائى . گفت خير ، او با من دوست است . او را به هرقسم باشد حاضر مىنمايم . گفتم به دوستى يا به چيز ديگر ؟ گفت به دوستى . و بعد رفت . بعد خانه عميد رفتم گمان كردم كه از انتظار بيرون آمده و شام خوردهاند . معلوم شد كه منتظر بود . قدرى صحبت از اختلافات و تشكيلات شد . خيلى سعى در تشكيلات و اصرار در وجوب و لزوم آن به جهت نقطه اتكاء كابينه و موفقيت دمكرات در انتخابات مجلس و عدم افتضاح فرقه در بين مردم و دلسوزىهاى ديگر نمودند . بنده عقيده خودم را در عدم لزوم عرض نموده ، رد فرمودند . تزلزل كابينه قدرى هم صحبت از تزلزل كابينه و اينكه همين روزها بعد از اعلان انتخابات رئيس الوزراء استعفا مىنمايد . بنده خيلى تألم خود را از اين قضيه در صورت وقوع عرض نموده ، گفت ناچار شده ، چون كار از پيش نمىرود و موانع اصلاحات مملكت [ را ] در جلو مىبيند و به رفع آن موفق نيست و شاه هم يك بچّهاى است كه تشخيص نمىدهد . لابد استعفا را مىدهد . گفتم بقاء او به چه